تکنولوژی و فناوری

منتشرشده: آوریل 27, 2009 در واژه‌سازی, ریشه‌شناسی, زبان

دوشنبه ۷/اردیبهشت/۱۳۸۸ – ۲۷/اپریل/۲۰۰۹

چند وقتی است که فرهنگستان زبان پارسی برای واژه‌ی انگلیسی تکنولوژی معادلی پیش نهاده است که باعث سردرگمی برخی شده است. از این رو ابتدا خود واژه را برمی‌رسم.

واژه‌ی تکنولوژی از دو بخش ساخته شده است: تکنو (-techno) که خود از تخنه (tekhnē) در یونانی گرفته شده به معنای مهارت و چربدستی (skill). بخش دوم لوژی (logy-) از لوگوس (logos) یونانی به معنای واژه یا گفتن و در معنای خاص به معنای شناخت است. شاید بتوان گفت که «شناخت» عبارت است از توانایی بازگفتن چیزها از همدیگر. مولانا در مثنوی می‌گوید:

دیده‌ای خواهم که باشد شه‌شناس ———— تا شناسد شاه را در هر لباس

از لوگوس واژه‌ی دیگری ساخته شده و آن هم logic است که در زبان عربی برای آن «منطق» (اسم مصدر از «نطق» به معنای آواز دادن، سخن گفتن، باز گفتن) ساخته شده است. به نظر برخی خود واژه‌ی «لغت» در عربی نیز از همین واژه‌ی لوگوس گرفته شده است.

بد نیست یادآور شوم که در زبان پارسی نیز این پسوند «گفتن» دیده شده است. برای نمونه در مثنوی مولانا واژه‌ی «اخترگوی» را به کار برده که در انگلیسی نیز astrologer گفته می‌شود. (اخترگویی با اخترشناسی یا astronomy تفاوت دارد.)

اسپ، که‌ش گفتی سقط گردد، کجاست؟ —- کور اخترگوی و محرومی ز راست

به نوشته‌ی فرهنگ ریشه‌شناسی برخط، واژه‌ی «تکنولوژی» از سال ۱۶۱۵ م. / ۹۹۵ خ. به کار رفته و در ابتدا به معنای «دستور زبان» (grammar) بوده است اما از سال ۱۸۵۹ م. / ۱۲۳۸ خ. به معنای دانش فن و صنعت به کار رفته است.

البته ژاک بارزون، استاد بازنشسته‌ی تاریخ در دانشگاه کلمبیا، در سراسر کتاب ۸۰۰-صفحه‌ای خود به نام «از سپیده تا انحطاط: ۵۰۰ سال زندگی فرهنگی غرب» از واژه‌ی تکنه (techne) استفاده کرده و در پانویس گفته «به نظر من واژه‌ی تکنه، بر خلاف تکنولوژی، کوتاه و دقیق و رسا است». شاید این نظر هم مانند نظر برخی درباره‌ی واژه‌ی متدولوژی (شیوه‌شناسی) باشد. برای نمونه، ایان گراهام (Ian Graham) از نویسندگان برجسته در زمینه‌ی مهندسی نرم‌افزار برآخت‌گرا (یا شیءگرا: object-oriented) در کتاب خود به نام «شیوه‌های برآخت‌گرا» (Object-Oriented Methods) با کاربرد methodology به جای method مخالفت می‌کند و می‌گوید اولی به معنای دانش و شناخت شیوه‌ها اما دومی خود شیوه است.

دکتر میرشمس‌الدین ادیب سلطانی در «راهنمای آماده ساختن کتاب» (ویراست دوم ۱۳۷۴) و نیز دکتر محمد حیدری ملایری در «فرهنگ ریشه‌شناختی اخترشناسی و اخترفیزیک» برای «تکنولوژی» برابر «تَشنیک‌شناسی» را پیش نهاده‌اند که «تشنیک» در آن از ریشه‌ی اوستایی -tash به معنای ساختن و مهارت است.

اما فرهنگستان به تازگی برابر «فناوری» را ساخته است. نکته در نحوه‌ی نوشتن این واژه است. برخی آن را فن‌آوری می‌نویسند به گمان آن که فن را می‌آورند! برخی هم، به ویژه در وزارت علوم، بر گذاشتن تشدید بر «ن» حساسیت دارند و می‌گویند باید فنّاوری یا فنّ‌آوری نوشته شود. اما به نظر من درست همان «فناوری» است بدون تشدید و بدون آ. اگرچه فرهنگستان توضیحی درباره‌ی ساخت واژه‌های خود نمی‌دهد اما به نظر من (و امیدوارم که فرهنگستان هم این طور فکر کرده باشد!) این واژه تشکیل شده از «فن» و «-وری» و میانوند «ا» برای آسانی در خواندن مانند دلاوری و جنگاوری.

خود «فن» به نظر من واژه‌ای است که از پارسی به عربی رفته است و شکل اصلی آن «فَند» یا «پند» یا «بند» است. فند هنوز هم در زبان غیررسمی و در میان مردم جاری است. گاه حتا آن را به صورت «فِنت» هم شنیده‌ام. برای مثال: «این چه فنتی کار می‌کنه؟» یعنی به چه روشی کار می‌کند. سعدی در باب یکم گلستان حکایتی دارد که می‌گوید:

یکی در صنعت کشتی گرفتن سر آمده بود سیصد و شصت پند (در برخی نسخه‌ها: بند یا فن) فاخر بدانستی … سیصد و پنجاه و نه پندش در آموخت مگر یک پند … استاد دانست که جوان به قوت از او برتر است بدان پند غریب که از او نهان داشته بود با او درآویخت.

پند در پارسی میانه به معنای اندرز و راه است و در پارسی کهن به شکل -paθi آمده است که با path در انگلیسی همریشه و هم‌معنا است. (برای آگاهی بیشتر نگاه کنید به درآیه‌ی ecliptic در فرهنگ ریشه‌شناختی اخترشناسی و اخترفیزیک دکتر محمد حیدری ملایری)

پسوند «-ور» هم به معنای دارنده است مانند «تاجور» یا «خردور». «-ور» خود از «-بره» (bara-) گرفته شده به معنای برنده (حمل کننده) یا دارنده‌ی چیزی. سعدی می‌گوید:

من آنگه سر تاجور داشتم ———– که سر بر کنار پدر داشتم

درست است که فن در زبان عربی و پارسی با تشدید خوانده می‌شود (فنّ) اما علت آن که نیازی به تشدید در فناوری نیست یکی این که گفتن و نوشتن فناوری ساده‌تر از فنّاوری است. دیگر این که در ساخت واژه‌های مرکب پارسی نیازی به رعایت دستور زبان عربی نیست.
(نظامی در چندین جا برای رعایت وزن، فنّ را بدون تشدید به کار برده است مانند: در شعر مپیچ و در فن او – چون اکذب اوست احسن او. می‌دانم که این دلیل کافی نیست اما منظورم این است که لازم نیست در پارسی قاعده‌های عربی را رعایت کنیم.)

پی‌نوشت
پس از نگاه به بخش واژه‌های تصویب شده‌ی فرهنگستان زبان پارسی (http://www.persianacademy.ir/fa/words.aspx) دیدم که گویا خود فرهنگستان هم هنوز تصمیمش را نگرفته است! در برخی واژه‌های با تشدید و در برخی بدون تشدید نوشته شده اما در همه حال فناوری سرهم و به صورت یک واژه‌ی ساده نوشته شده است.

food technology: فناوری غذا
geotechnology: زمین‌فناوری
geotechnology: زمین‌فنّاوری
Information Technology: فناوری اطلاعات
information technology: فنّاوری اطلاعات

Advertisements

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.