جورج صلیبا

منتشرشده: نوامبر 21, 2008 در كتاب, تاریخ میانی

آدینه ۱/آذر/۱۳۸۷ – ۲۱/نوامبر/۲۰۰۸

جورج صلیبا، یک لبنانی است که در سال ۱۹۶۳ م/۱۳۴۲ خ کارشناسی (لیسانس) و چند سال بعد کارشناسی ارشد (فوق لیسانس) خود را از دانشگاه امریکایی بیروت گرفت. وی سپس به امریکا رفت و چند سال بعد دکتری خود را در «علوم اسلامی» از دانشگاه کالیفرنیا-برکلی دریافت کرد. وی از سال ۱۹۷۹ م/۱۳۵۸ خ استاد دانشگاه کلمبیا امریکا است.


جورج صلیبا (George Saliba)

اگر به یاد داشته باشیم که دهه‌ی ۱۹۶۰ م/۱۳۴۰ خ دوران ملی‌گرایی تندرو (ناسیونالیسم افراطی) عربی است و این دوران همان زمانی است که جمال عبدالناصر، رییس جمهور مصر، – پس از شکست از اسراییل برای تغییر کانون توجه عرب‌ها – تخم لق نام جعلی «خلیج عـ. .ـی» به جای نام تاریخی «خلیج پارس» را در دهان عرب‌ها شکست. بنابراین دور نیست که چرا صلیبا – که در آن دوران دانشجو بوده است – در حال و هوای ملی‌گرایی بی‌ریشه و ساختگی و بدون توجه به واقعیت‌های تاریخی هر کسی را که به زبان عربی نوشته «دانشمند عرب» می‌خواند از جمله محمد پسر موسای خوارزمی، پایه‌گذار علم جبر را. خوارزمی هم از نظر قومی ایرانی بود و هم از نظر دینی زرتشتی بود و بعدها مسلمان شد زیرا نام کامل او مجوس را نیز در خود دارد یعنی «محمد ابن موسی الخوارزمی المجوسی». البته برخی نیز معتقدند که خوارزمی مسلمان زرتشتی‌زاده بود. می‌دانیم که تغییر نام ایرانیان به نام‌های اسلامی پس از مسلمان شدن بسیار رایج بود مانند «بزیست ِ پیروزان» (بزیست پسر پیروز) که پس از مسلمان شدن نام ایرانی خود را به عربی ترجمه کرد و شد «یحیا بن منصور». حتا در زمان خود ما خواننده‌ی مشهور انگلیسی دهه‌ی ۱۹۶۰ م/۱۳۴۰ خ یعنی کت استیونز (Cat Stevens) پس از مسلمان شدن نام «یوسف اسلام» (Yusuf Islam) را بر خود نهاد.

صلیبا به تازگی کتاب زیر را منتشر کرده است:

نام: «علوم اسلامی و ایجاد نوزایش اروپایی»
(Islamic Science and the Making of the European Renaissance)
نویسنده: جورج صلیبا (George Saliba)
سال: ۲۰۰۷ م/ ۱۳۸۶ خ
ناشر: انتشارات ام.آی.تی
صفحه: ۳۲۷

صلیبا در این کتاب همین ادعاها را تکرار کرده است و تاکیدش بر عرب بودن و مسلمان بودن همه‌ی دانشوران دوران اسلامی است. توبی هاف (Toby E. Huff)، استاد دانشگاه هاروارد، نقدی بر این کتاب در چارک‌نامه‌ی (فصل‌نامه‌ی) خاور میانه‌ (نام انگلیسی: Middle East Quarterly) منتشر شده است. البته نویسنده‌ی فرنگی بیشتر سعی دارد نظر صلیبا درباره‌ی تاثیر علوم و دانشمندان دوران اسلامی در نوزایش اروپا را به پرسش بکشد. اما در ضمن اشاره می‌کند که ایرانیان پیش از برآمدن عرب‌ها، بر علم و سیاست این بخش از جهان چیرگی داشتند.

جورج صلیبا نقش «عرب»ها (با تعریف خودش) را در تمدن دوران اسلامی بیشتر از همه – از جمله از نقش ایرانیان – می‌داند و ادعا می‌کند که چه گونه ممکن است که عرب‌ها توانسته باشند بدون پیش‌زمینه‌ی علمی، فلسفه‌ی یونانی را بفهمند و کتاب‌های یونانی را به عربی ترجمه کرده باشند؟ بدون دانستن محتوا، ترجمه و معادل‌سازی ناممکن است. اما چشم خود را به روی واقعیت‌های تاریخی می‌بندد که در زمان آغاز اسلام بیشتر مترجمان آثار علمی به عربی خودشان «غیرعرب» و نامسلمان بودند یعنی ایرانی زرتشتی یا دیگر غیرعرب‌های مسیحی و سریانی. حتا ابن خلدون نیز که خود عرب اهل تونس بوده به صراحت می‌گوید که مشعل‌داران علم در سرزمین‌های اسلامی عجمان (ایرانیان) بودند. باید پرسید آیا تبدیل «فیلوسوفیا» (philosophia به معنای «خرد دوستی») به «فلسفه» و «کاتیگوریاس» (Categorias نام کتاب ارستو به معنای گروه‌بندی یا «مقولات») به «قاطیغوریاس» و مانند این واژه‌سازی عربی است؟

صلیبا کتاب دیگری نیز دارد به نام «اخترشناسی عربی» (!!) که آن را در سال ۱۹۹۵ م/ ۱۳۷۴ خ منتشر کرده است.

این هم سخنرانی صلیبا در «مدرسه‌ی مطالعات خاوری و شمال افریقایی» یا سوآز (SOAS=School of Oriental and African Studies) در لندن که همین حرف‌ها را تکرار می‌کند. همه‌ی سخنرانی نزدیک ۱ ساعت است که به ۷ بخش ۹ دقیقه‌ای تقسیم شده است:
بخش یک
بخش دوم
بخش سوم
بخش چهارم
بخش پنجم
بخش ششم
بخش هفتم

هم چنین نگاه کنید به نوشته‌ی پیشین به نام «عرب، مسلمان، ایرانی؟» درباره‌ی همین بحث «دانشمندان عرب».

Advertisements

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.