بایگانیِ سپتامبر, 2007

سكاها

منتشرشده: سپتامبر 24, 2007 در تاريخ باستان

دوشنبه ٢/مهر/١٣٨۶ – ۲۴/سپتامبر/٢٠٠٧

یکی دیگر از قوم‏های ایرانی سَکاها (Saka) هستند. در سنگ‏نبشته‏های کوروش بزرگ و داریوش بزرگ از آنان به نام سکاهای تیزخود (Tigraxauda) نام برده شده است.


سکای تیزخود – از پارسه یا تخت جمشید

کوروش بزرگ در جنگی با ماساگت‏ها (Massagatae) کشته شد که از سکاها بودند. بعدها داریوش بزرگ آنان را زیر فرمان خود آورد.

تیگره شکل قدیمی تیز یا تیغ است. تگ به معنی تند دویدن نیز از همین ریشه است. و نیز رود تگریز به معنای تند ریز و پرشتاب که در زبان‏های اروپایی به صورت تایگریس (Tigris) و در عربی به صورت دَجلَه درآمده است. تکاور نیز به معنای کسی است که تند واکنش نشان دهد و تند بدود.

گروهی از سکاها در شرق ایران ساکن شدند و جای زندگی آنان سکاستان یا سگستان خوانده شد. بعدها گ به ی تبدیل شده و این نام به شکل سیستان در آمد. به مردم سگستان سگزی نیز گفته می‏شد. در شاهنامه «یل سگزی» به عنوان صفتی برای رستم فراوان به چشم می‏خورد. نام چند تن از شخصیت‏های ایرانی حتا بعد از اسلام نیز سگزی است مانند ابوالفرج سگزی شاعر سیستانی زمان سلطان محمود غزنوی.

گروه دیگری از سکاها در داخل ایران و کومس (عربی شده: قومس) یا سمنان امروزی ساکن شدند. مکان زندگی آنان امروزه سنگسر خوانده می‏شود. اما شکل درست آن سگسر است که خود از سگسار یا سکاسار به معنای محل سکاها گرفته شده است. در دوران اسلامی سگسر به اشتباه سر سگ فهمیده شده و به راس الکلب ترجمه شده بود.

هم چنین نام شهر سقز در استان کردستان ایران در اصل از سکه یا همان سکا گرفته شده است. این گروه از سکاها در زمان حکومت مادها در ایران ساکن شدند.

گروه دیگری از سکاها در لرستان امروزی ساکن شده و به نام ایل سگوند (سکاوند=منسوب به سکا) خوانده می‏شوند. ایل سگوند در ازنا و شمال شرق لرستان ساکن هستند. درباره‏ی ایل سگوند به این مقاله از اردشیر سگوند در کیهان فرهنگی نگاه کنید.

Advertisements

تخریب به قصد تقریب

منتشرشده: سپتامبر 23, 2007 در تاريخ معاصر

یک‏شنبه ١/مهر/١٣٨۶ – ٢٣/سپتامبر/٢٠٠٧

یک مسلمان واقعی هر کاری که می‏کند باید برای نزدیکی به خدا (قربت الی الله) باشد. مرحوم آیت الله طالقانی در خطبه‏های نماز جمعه‏ی تهران می‏گفت همه چیز باید در راه خدا (فی سبیل الله) باشد. نماز فی سبیل الله. جهاد فی سبیل الله. زکات فی سبیل الله. اما ظاهرا دوران این حرف‏ها گذشته است و «قربت الی فلان شیخ الخارجی» نیز می‏توان گفت.

گویا مسئول انجمن نزدیکی بین مذهب‏ها [ی اسلامی] یا به اصطلاح «تقریب بین المذاهب» با درخواست یکی از شیخ‏های سنی مصری برای ویران کردن یکی از آثار باستانی موافقت کرده است.

این بنا که در نزدیکی شهر کاشان قرار دارد طبق باور مردم و نیز با پشتیبانی حکومت شیعی ایران متعلق به فیروز ابولولو است یعنی ایرانی مشهوری که عمر ابن خطاب دومین خلیفه‏ی اسلام را کشت. این «امامزاده» دارای زیارت‏نامه‏ای بوده و محل زیارت مردم کوچه و بازار است.
گویا وی برای رضایت یک شخص خارجی اعلام کرده که اینجا اصلا مزار قاتل عمر نیست بلکه گور یک درویش گمنام است و تخریب آن نیز برای تقریب بین شیعیان و سنیان اشکالی ندارد.

من در اینجا اصلا با مسائل سیاسی و اعتقادی (مانند درستی انتساب این مزار به شخصی به نام فیروز ابولولو کاری ندارم و نیز احترام و یا پرستش مزار مردگان) کاری ندارم (و شاید این اشتباه و نشان سادگی من باشد!). من بیشتر از دید فرهنگی می‏نویسم. به نظر من این یعنی دخالت یک شخص خارجی و تصمیم‏گیری وی برای برقراری یا نابودی بناهای یک کشور مستقل دیگر. اگر فردا همان شخص گفت وجود برج طغرل در شهر ری یا وجود مقبره حضرت عبدالعظیم مانع نزدیکی دو مذهب شیعه و سنی است چه؟

گزارش مفصلی در این باره را در این نوشته از دکتر شاهین سپنتا بخوانید همراه با توضیحاتی درباره‏ی شخصیت پیروز نهاوندی سردار ایرانی یا همان فیروز ابولولو و نیز عکس‏های جالبی از این بنا.


ناز شست قداره‏کش مولی علی، حضرت ابولولو صلوات!

ظاهرا فرهنگ لمپنی و الواطی به زمان صدر اسلام نیز گسترش داده شده و حضرت علی لوطی‏ای شده که فیروز ابولولو قداره‏کش او است!

شنبه ٣١/شهریور/١٣٨۶ – ٢٢/سپتامبر/٢٠٠٧

همان طور که در نوشته‏ی قبلی گفتم از نظر علم زبان‏شناسی، زبان‏های ایرانی شاخه‏ای از زبان‏های هندواروپایی هستند. برخی از زبان‏های ایرانی دیگر وجود ندارند مانند خوارزمی و سکایی. برخی در معرض نابودی هستند مانند سُغدی (در تاجیکستان).

هر زبان دارای واژگان (vocabulary) و دستور زبان (grammar) است. اما لهجه یا گویش تنها نحوه‏ی تلفظ متفاوتی از یک زبان است. برای نمونه اصفهانی، شیرازی، مشهدی، تهرانی، افغانی، و تاجیکی لهجه‏ها یا گویش‏هایی از پارسی هستند اما کردی، لری، گیلکی و بلوچی زبان‏هایی جدا از پارسی هستند زیرا دستور زبان خاص خود را دارند و مثلا فعل‏ها در آنها به صورت متفاوتی با زبان پارسی صرف می‏شود. یا زبان انگلیسی که دارای لهجه‏های بریتانیایی، امریکایی، کانادایی و استرالیایی است.

معروف‏ترین زبان‏های ایرانی عبارتند از:
١) اوستایی یا گاتایی:
٢) پارسی باستان یا هخامنشی
٣) خوارزمی
۴) سُغدی
۵) سکایی
۶) پارسی میانه یا پهلوی: زبان اشکانیان و ساسانیان
٧) پارسی نوین: پارسی بعد از اسلام که از عربی وام‏واژه‏های فراوانی گرفته است. در ایران این زبان امروزه معمولا فارسی گفته می‏شود اما در قدیم فارسی/پارسی دری نیز گفته می‏شد. امروزه در افغانستان به آن دری و در تاجیکستان فارسی تاجیکی می‏گویند.
٨) کردی: کردستان، شمال عراق، ترکیه، سوریه
٩) لری
١٠) گیلکی
١١) مازندرانی
١٢) تالشی: در تالش ایران و جمهوری آذربایجان
١٣) بلوچی: در بلوچستان ایران و پاکستان
۱۴) تاتی: در زنجان
۱۵) پشتو: در افغانستان
١۶) ایرآن (Ir-On): زبان قوم ایرانی الان (Alan) ساکن در قفقاز.

عده‏ی زیادی از این دسته‏بندی علمی خبر ندارند و گروهی از ایرانیان خارج از کشور، به ویژه نسل دوم، گاه می‏گویند ما ایرانی صحبت می‏کنیم و منظورشان پارسی است.

اقوام ایرانی به تمام کسانی گفته می‏شود که به این زبان‏ها صحبت می‏کنند. باید به خاطر داشت که مردم استان‏های آذربایجان نیز ایرانی بوده و تا زمان صفویان به یکی از زبان‏های ایرانی صحبت می‏کردند به نام زبان آذری که در تذکره‏های ادبی قدیم به آن پهلوی نیز می‏گفتند. اما زیر فشار و به مرور زمان ترکی زبان رایج آنجا شد. و امروزه به اشتباه زبان ترکی آذربایجان آذری خوانده می‏شود. روشن است که می‏توان آن را ترکی آذری یعنی ترکی آذربایجانی خواند.

زبان‏های هندواروپایی

منتشرشده: سپتامبر 21, 2007 در زبان

جمعه ٣٠/شهریور/١٣٨۶ – ٢١/سپتامبر/٢٠٠٧

از نظر زبان‏شناسی زبان‏های دنیا به دو دسته‏ی بزرگ هندواروپایی و غیرهندواروپایی تقسیم می‏شود. زبان‏های هندواروپایی به زبان‏هایی گفته می‏شود که در گستره‏ای بین شبه‏قاره‏ی هندوستان و غرب اروپا صحبت می‏شده است. علت این نامگذاری نیز آن است که وقتی یک انگلیسی به نام سر ویلیام جونز در سال ١٧٨۶ م./١١۶۵ خ. در هندوستان به مطالعه‏ی زبان‏های هندی و سنسکریت پرداخت شباهت‏های زیادی بین این زبان‏ها و زبان‏های اروپایی پیدا کرد.

زبان‏های هندواروپایی بیشترین سخنگو را در روی زمین دارند. معروف‏ترین این زبان‏ها عبارتند از انگلیسی، آلمانی، فرانسه، روسی، ایتالیایی، اسپانیایی، پرتغالی، اسلاوی، هندی، زبان‏های ایرانی (ن.ک. پایین)، ارمنی.




زبان مادری و کیستی

منتشرشده: سپتامبر 20, 2007 در تاريخ معاصر

پنج‏شنبه ٢٩/شهریور/١٣٨۶ – ٢٠/سپتامبر/٢٠٠٧

مزدک بامدادان در وبگاه خبری ایران امروز دنباله مقاله‏هایی می‏نویسد با نام زبان مادری و کیستی (هویت).

١) فروپاشی از درون، جایگزینی برای جنگ رودَررو
٢) آن «سد» و آن «سی سد»
٣) زبان مادری، زبان رسمی، زبان سراسری
۴) ملت سازی، ملت چیست؟
۵) ملت سازان، پیشینه سازی و بازی با آمار
۶) قبیله گرا کیست؟
٧) آن قبیله دیگر
٨) گفتمان پارسی ستیزی
٩) گفتمان شاهنامه ستیزی
١٠) گفتمان ستیز با ایران باستان
١١) سخنی چند در میانه راه
١٢) و چند سخن دیگر …
١٣) قره باغ، فلسطین قبیله‌گرایان
١۴) بیست و یکم آذر، عاشوراى قبیله‌گرایان

وحشیان خوش فکر!

منتشرشده: سپتامبر 18, 2007 در فيلم, اشکانیان, تاريخ باستان

سه‏شنبه ٢٧/شهريور/١٣٨۶ – ١٨/سپتامبر/٢٠٠٧

یک مستند جالب پیدا کردم در سایت گوگل درباره‏ی رابطه‏ی ایران و روم.
می‏دانیم که رومیان به جز خود هر تمدن دیگری را وحشی یا بربری می‏گفتند. این مستند چند قسمت دارد و در هر قسمت به یکی از «وحشیان» می‏پردازد. بخش سوم درباره‌ی اشکانیان (پارتیان) و ساسانیان است.

«تری جونز» به داستان کشته شدن کراسوس سردار معروف رومی به دست ایران-اسپهبد «رستم سورن-پهلو» (Suren-Pahlav) یا سورنا می‏پردازد که در جنگ حران سپاه ۴۰ هزار نفره‏ی رومیان را تارومار کرد. و نیز به شکست ٣ امپراتور روم به دست شاپور دوم ساسانی.

مستند وحشیان خوش فکر (Brainy Barbarian).

این قسمت حدود ١ ساعت است که از دقیقه‏ی ١۴ تا ۴۴ آن درباره‏ی ایران است و باقی آن درباره‏ی یونان.

یک شب با شاهنشاه

منتشرشده: سپتامبر 17, 2007 در فيلم, هخامنشیان, تاريخ باستان

دوشنبه ٢۶/شهريور/١٣٨۶ – ١٧/سپتامبر/٢٠٠٧

دوستی برایم تکه‏ای از فیلم سینمایی جدیدی را در پایگاه یوتوب فرستاده که در لس آنجلس درباره‏ی هخامنشیان ساخته‏اند به نام «یک شب با شاهنشاه» یا One Night with the King.

گوشه‏ای از یک شب با شاهنشاه

نمی‏دانم که آیا عوامل تهیه و ساخت این فیلم ایرانی هستند یا نه. اگر آره، این که بالاخره ایرانیان تصمیم گرفتند چنین کاری بکنند خیلی خوب است. اما متاسفانه چند اشکال بزرگ و زننده در همین قسمت کوتاه جلب توجه کرد:

١) در گزارشی که همراه این فیلم است خواننده‏ی آواز فیلم که خانمی امریکایی است به نام شینی (Shanei) و گویا دوست دختر و یا «نامزد» اندی خواننده‏ی ایرانی ساکن لس آنجلس است می‏گوید «من آوازم را به فارسی، زبان باستانی ایران خوانده‏ام». و با آن که برای همه چیز از صفت پرژن استفاده می‏کند اما دایم از زبان «فارسی» (Farsi) به جای پرژن (Persian) یاد می‏کند. گزارشگر امریکایی نیز گمان می‏کند که شینی به زبان پارسی باستان ترانه خوانده است و با تعجب می‏پرسد یادگیری آن سخت نبود. او هم در جواب می‏گوید نه. لس آنجلس پر است از ایرانی!

٢) در این قسمت کوتاه ایرانیان یا پارسیان همه سبزه و سیاه سوخته اند و مانند عرب‏ها لباس پوشیده‏اند. در حالی که لباس ایرانیان زمان هخامنشی متفاوت بوده است. نمی‏دانم با این همه استاد و ایران‏شناس که در کالیفرنیا حضور دارند چرا این فیلم این قدر ضعف فنی دارد.

٣) گویا داستان درباره‏ی خشایارشا و زن یهودی وی استر (اختر یا ستاره) است. طبق داستان‏های عهد عتیق کتاب مقدس، خشایارشا به سفارش وزیرش به نام هامان قصد قتل عام یهودیان را داشت اما استر زن او شد و مانع از قتل عام یهودیان شد. اگر چنین باشد، شاه این فیلم هیچ شباهتی با خشایارشا ندارد. این هنرپیشه قیافه‏ای اروپایی و صورتی برنزه دارد!

در ضمن به نظر من داستان استر هیچ نشانی از نقش و اهمیت هخامنشیان در تاریخ تمدن را بیان نمی‌کند.

پی‏نوشت: هیچ یک از دست اندرکاران ایرانی نیستند. یک شب با شاهنشاه در پایگاه داده‏ی اینترنتی فیلم‏ها (آی.ام.دی.بی.)